سال حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی
سه شنبه، 9 خرداد
  • -

  • -

زندگینامه

شهید شاخص بسیج جامعه پزشکی در سال 94 ، شهيد دکتر محمد چوبکار‎:‎

اگر اسلام درست عرضه شود کسی نمی‌ماند که به اسلام روی نیاورد
به فکر کسانی باشيد که ممکن است از معنويت به دور باشند ٬ با آنان از قرآن بگوييد و از اسلام ٬ و اين مفاهيم را به ‏آنان نشان دهيد خواهيد ديد که اگر اسلام درست عرضه شود کسی نمی ماند که به اسلام نگرود‎.‎
‐ شهيد دکتر محمد چوبکار در سال 1339 در خانواده ای مذهبی به دنيا آمد و در سال ‏های کودکی تحت توجهات پدربزرگش که مردی متدين بود عمر خود را سپری کرد‎.‎

وی دوران تحصيل ٬ از ابتدايی تا راهنمايی و دبيرستان را در شهر ستان بروجرد گذراند و با معدل خوب موفق به اخذ ‏ديپلم شد و همان سال در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه اهواز قبول شد‎.‎

پيوستن به انجمن اسلامی دانشجويان
شهيد دکتر چوبکار در بدو ورود به دانشگاه که هم زمان با اوج گيری مبارزات ملت مسلمان ايران عليه رژيم طاغوت ‏بود به انجمن اسلامی دانشجويان پيوست و همگام با ساير دانشجويان مسلمان درتظاهرات و اعتصابات عليه رژيم ‏ستم شاهی شرکت نمود‎.‎

وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی از چهره های فعال و درخشان انجمن اسلامی دانشکده پزشکی بود و در حفاظت از ‏دانشگاه در مقابل حملات احتمالی ساواکی ها و ضد انقلابيون مشارکت داشت‎.‎

به علت جو خاص روشن فکری که پس از انقلاب و با سوء استفاده گروهک ها از آزادی که نظام جمهوری اسلامی به ‏ارمغان آورده بود ٬ جو مسموم ضد مذهب به شدت حاکم شد و فعالانه در جذب دانشجويان شرکت کرد‎.‎

شهيد دکتر چوبکار با شناخت عميق و ايمان سرشار و تعهدی که به اسلام داشت تمام قد در مقابل اين خطوط ‏انحرافی ايستادگی کرد و برای مشخص کردن حق از باطل بارها اقدام به مناظره با آن جماعت از خدا بی خبر نمود‎.‎

مبارزه مسلحانه با ضد انقلابيون در خرمشهر
زمانی که با تحريک کشور عراق ٬ گروهی جدايی طلب در استان خوزستان ٬ قصد جدا کردن اين خطه از مملکت ‏اسلامی را داشتند وی به همراه گروهی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده پزشکی به خرمشهر برای سرکوب عناصر ‏ضد انقلاب اعزام شدند و به مبارزه مسلحانه با ضد انقلابيون پرداختند‎.‎

در ارديبهشت ماه سال 1359 به علت تشديد جو مسموم و افزايش فعاليت گروهک های ضد انقلاب در دانشگاه ها و ‏استفاده آنها از دانشگاه به عنوان سنگری برای مبارزه با حکومت اسلامی تصميم به تعطيلی دانشگاه ها و اصلاح ‏سيستم فرهنگی و آموزشی آنها گرفته شد که ايشان از حاميان و طرفداران اين حرکت اصيل بودند‎.‎

عضويت در سپاه پاسداران کرمانشاه
شهيد دکتر چوبکار پس از تعطيلی دانشگاه به عضويت سپاه پاسداران کرمانشاه درآمد و علاوه بر حضور در جبهه ‏های نبرد حق عليه باطل مدتی مسئول واحد بسيج کرمانشاه بود‎.‎

در همان دوران ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر شد. با بازگشايی دانشگاه ها در ارديبهشت سال‎1361 ‎به طور ‏مجدد به دانشگاه بازگشت و مشغول تحصيل شد‎.‎

وی با توجه به برخورداری از لياقت و شايستگی در ميان کليه دانشجويان پزشکی ورودی 58 نماينده دانشجويان ‏‏1357 برگزيده شد که مدتی اقدامات مفيدی در اين حوزه انجام داد‎.‎

دانشجوی ممتاز در سراسر دوران تحصيل
شهيد دکتر چوبکار با وجودی که در حين تحصيل به کرات به علت نياز جبهه در عمليات های مختلف شرکت می کرد ‏ولی هرگز از کسب علم غفلت نمی کرد و در سراسر دوران تحصيل جزو دانشجويان ممتاز کلاس بود‎.‎

شهيد دکتر چوبکار علاقه خاصی به قرائت قرآن داشت و قرآن را با صوت خوش تلاوت می کرد‎.‎‏ علاقه فراوانی به ‏شرکت در مراسم تشييع پيکر مطهر شهدا و مراسم بزرگداشت آنها داشت‎.‎

سوادآموزی به فرزندان از سن چهار سالگی
وی نسبت به خانواده متعهدانه و با احترام برخورد می کرد و تلاش فراوانی در تربيت فرزندانش می کرد به طوری که ‏دو فرزندش از سنين چهار و پنج سالگی به راحتی قادر به خواندن روزنامه بودند و جزو شاگردان ممتاز دوران خود ‏بودند‎.‎

شهيد محمد در فروردين ماه سال 1367 از دانشکده پزشکی اهواز فارغ التحصيل شد و به علت علاقه فراوانی که به ‏حضور در جبهه های نبرد حق عليه باطل داشت داوطلبانه از دانشکده پزشکی سپاه به منطقه عملياتی غرب اعزام ‏شد و با جديت تمام در سمت معاونت درمان مرکز بهداری غرب و مسئوليت درمان ش .م. ر آغاز به کار نمود‎.‎

وی به طور مدام مسايل و نيازهای خطوط پدافندی ٬ آفندی ٬ اورژانس های ش.م.ه و نقاهت گاه ش.م.ر  را سرکشی و ‏بررسی می کرد. تا آن زمان کس ديگری اين کار مهم را انجام نداده بود‎.‎

شهادت در محوطه بيمارستان صحرايی در مهران
فرمانده بهداری سپاه غرب درباره خصوصيات اخلاقی اين شهيدبزرگوار و نحوه شهادت وی می گويد:  شهيد محمد از ‏نظر اخلاقی بسيار ساده و خاکی و دلسوز بود‎.‎

هيچ موقع غرور و تکبر از خود با توجه به اينکه فردی تحصيل کرده بود بروز نمی داد و هميشه با نيروهای عادی و ‏معمولی بسيار گرم و صميمی بود‎.‎

زمانی که مرز مهران در اوايل سال 1367 به دست منافقان سقوط کرد يک بيمارستان صحرايی برپا شده بود که در آن ‏مجروحان و مصدومان مداوا می شدند. اين بيمارستان در آن زمان فاقد پزشک بود و شهيد دکتر چوبکار داوطلبانه ‏عصر روز درگيری به منطقه اعزام شد و صبح روز بعد به دست منافقان کوردل در محوطه بيمارستان صحرايی به ‏شهادت رسيد‎.‎

وصيت نامه شهيد دكتر چوبکار
از قرآن می گويم از کلماتش ٬ کلماتی » : شهيد دکتر محمد چوبکار در وصيت نامه خود نوشته است که به يکايکش ‏ايمان داريم و بر ايمان مان ايستاده ايم تا آخرين لحظه و تا آخرين قطره خون ٬ و برای همين قرآن است که می جنگيم ‏تا پايدار بماند که پايدار می ماند که ضامنش و حافظش خداست‎.‎

و اما بعد ٬ حالا که ملزم به نوشتن وصيتم شده ام می خواهم چند جمله ای از راهم بگويم و از ارزشی که برای آن ‏قايلم. شايد اين سخن موقعی موثرتر واقع خواهد شود که از دهان کسی که تا شهادت فاصله ای ندارد شنيده شود‎.‎

از جهاد می گويم
از جهاد می گويم از جهادی اسلامی که بر همه ما واجب شده است و بايد برحسب وسعت و ظرفيتی که داريم برای به ‏ثمر رسيدن انقلاب اسلامی مان کوشش کنيم ٬ به اميد اينکه انقلاب مان طليعه ای باشد برای حاکم شدن عدل لله بر ‏تمام جهان و برچيده شدن بساط تمام طاغوتيان زمان‎.‎

من وظيفه خودم می دانم که در جهاد مسلحانه بر غلبه کفار شرکت کنم تا از انقلاب ٬ از اسلام و از قرآن و ناموس ‏ملی دفاع کنم و اين کار واجب است بر هر جوان اين سرزمين تا نشان دهد که فرزند خلف اين ملت است‎.‎

اما فراموش نکنيم که اين جهاد تنها دبر عُد مسلحانه نيست و در ابعاد ديگر نيز همه اقشار ملت بايد جهاد خود را ‏شروع کنند تا دسيسه ابرقدرت ها عقيم بماند‎.‎

جهاد يک روستايی کشت و کار است. جهاد يک کارگر و يک کاسب ٬ زحمات بيشتر کشيدن است‎.‎‏ جهاد يک مادر ‏صبر و دعا‎.‎

آری بايد با همه کوشش و مجاهدت ها به يک جنگ تمام عيار عليه تمامی کفار و ظالمان عالم دست زد و در اين راه ‏مطمئن بود که مردم غيور سختی ها را تحمل کرده و تا پيروزی حق بر باطل از پای نخواهند نشست که حق ماندنی ‏است و پيروز‎.‎

برادران و خواهران! جنگ ايران و عراق جنگ ايدئولوژی متضاد است. جنگ دو ايده و در طول تاريخ با هم ستيز کرده ‏اند. جنگ حسين و يزيد است که اينک کربلايی ديگر و محرمی ديگر تکرار می شود‎.‎

رهبر مسلمانان جهان را می گويم که مصمم است با ياری الله حسين زمان را می بينيم که عليه يزيديان و صداميان ‏زمان شورش می کند و کاخ ستم آنان را به لرزه در می آورد. آری رهبر مسلمانان جهان را می گويم که مصمم است با ‏ياری لله و پشتوانه ملت رزمنده جهاد آزادی بخش را عليه رژيم کافر عراق تا سقوط کامل آنان ادامه دهد‎.‎

نيت ما هم بايد اين باشد که جنگ تا آزادی ملت مسلمان عراق به درازا بکشد و ما هم با اين عزم به جنگ آمده ايم و ‏مطمئن هستيم که ملت عراق نان و خرما به دست در دروازه بغداد و کربلا منتظر رسيدن برادران ايرانی هستند‎.‎

برادران و خواهران! پيام من اين است که به فکر رزمندگان باشيد و به فکر کسانی که ممکن است از معنويت به دور ‏باشند. با آنان از قرآن بگوييد و از اسلام ٬ و اين مفاهيم را به آنان نشان دهيد خواهيد ديد که اگر اسلام درست عرضه ‏شود کسی نمی ماند که به اسلام نگرود‎«.‎






کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران بزرگ می باشد.
تحلیل آمار سایت و وبلاگ